مرگ دام‌ها ادامه دارد؛ آقای پزشکیان کجایی؟

ضجه دامدار میان گله مرده؛ فاجعه واردات آلوده

اسرار امروز. دامداران فریاد می‌زنند و گریه می‌کنند؛ آیا وزارت جهاد کشاورزی و دولت پاسخگوی فاجعه تب برفکی و واردات دام آلوده خواهند بود؟

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی اسرار امروز، در روزهایی که بخش کشاورزی ایران با مجموعه‌ای از بحران‌های ساختاری دست‌به‌گریبان است، صحنه‌ای که خبرنگاران از یک دامداری بزرگ مخابره کرده‌اند، صرفاً یک اتفاق تلخ نیست؛ فراتر از یک گزارش معمولی است. این یک پرونده ملی است؛ نشانه‌ای از یک فروپاشی بالقوه در زیرساخت امنیت غذایی کشور.

در میانه محوطه‌ای که بوی تند مواد ضدعفونی با بوی مرگ در هم آمیخته، دامداری که تمام زندگی‌اش بر دوش همین گله است، میان لاشه‌ها بر سر خود می‌زند. گریه می‌کند؛ گریه‌ای که نه از سر ضعف، بلکه نتیجه فشار اقتصادی، بی‌پناهی و تماشای پایان سرمایه‌ای است که سال‌ها برای آن جنگیده است.

وقتی هزینه‌هایی که یک عمر جمع شده، در یک شب نابود می‌شود

برای رساندن یک گوساله به مرحله تولید شیر یا گوشت، دامدار باید هزینه خوراک با چند برابر شدن نرخ نهاده‌ها، واکسیناسیسیون، داروهای کمیاب، مراقبت دامپزشکی، دستمزد کارگران، انرژی، بیمه، تعمیرات و بدهی‌های بانکی را از سفره خانواده‌اش جدا کند.

اما وقتی تب برفکی از راه می‌رسد، فقط یک بیماری نمی‌آید؛ پایان یک چرخه اقتصادی از راه ‌می‌رسد.

این ضجه، فقط صدای یک دامدار نیست؛ فریاد یک بخش اقتصادی فرسوده و در آستانه ورشکستگی است.

افشاگری مقدسی و پرسشی که نمی‌توان از آن گریخت

احمد مقدسی، رئیس هیئت‌مدیره انجمن گاوداران، با صراحت اعلام کرده است: «منشأ این بحران، گوشت‌ها و دام‌های آلوده‌ای است که از مسیر مغولستان، ترکیه و عراق وارد کشور شده و برخی از آنها بدون کنترل تخلیه شده‌اند.»

او همچنین گفته است که تنها در یک دامداری تهران **۱۵۰۰ گاو شیرده و ۱۵۰ گوساله تازه‌متولد تلف شده‌اند**؛ آماری که به‌تنهایی برای ایجاد یک زلزله در صنعت لبنیات کافی است.

برای اقتصاددانانی که زنجیره تولید را می‌شناسند، چنین عددی یعنی: سقوط ظرفیت تولید، افزایش قیمت و تهدید جدی امنیت غذایی کشور.

نمایشگر ویدیو

سیاست‌هایی که با چند امضا، یک صنعت را زمین‌گیر می‌کنند

دامداران می‌گویند بخشی از بحران امروز نتیجه تصمیمات خلق‌الساعه و کم‌دقت در وزارت جهاد کشاورزی است؛ سیاست‌هایی که نه بر مبنای برنامه‌ریزی، بلکه بر اساس فشار بازار، اختلاف نرخ ارز و آشفتگی واردات اتخاذ شده‌اند.

فاصله میان ارز ترجیحی و ارز آزاد، سال‌هاست پل عبور رانت‌جویان شده است. نتیجه آن ورود:

محموله‌هایی که دیگر کشورها نپذیرفتند، محموله‌هایی با احتمال آلودگی و محموله‌هایی بدون پایش بهداشتی کافی به زنجیره غذایی کشور بوده است. نام نوری قزلجه، وزیر جهاد کشاورزی، اکنون بیش از هر مقام دیگری در معرض پرسش‌های کارشناسان و تولیدکنندگان قرار دارد.

وقتی افشاگری هزینه دارد

چند ماه پیش، مجتبی عالی، مدیرعامل اتحادیه دامداران، اعلام کرد: «۱۰۰ هزار کیلو گوشت آلوده که عراق نپذیرفته بود، وارد رشت شد.»

مدت کوتاهی بعد، او از سمت خود برکنار شد. صرف‌نظر از صحت جزئیات، پیام این اتفاق برای دامداران روشن بود: برخی واقعیت‌ها برای برخی مدیران، ناخوشایندتر از خودِ بحران است.

این فضا این سؤال را ایجاد کرده است: اگر بیان حقیقت هزینه دارد، چه کسی صدای دامداران خواهد بود؟

آیا اشک‌های دامداران هیچ مدیری را تکان می‌دهد؟

اینجاست که پرسش‌های ملی شکل می‌گیرد:

آیا ضجه دامداری که میان لاشه گله‌اش زانو می‌زند، روی میزهای مدیریتی اثری دارد؟

آیا خسارت‌های میلیاردی دامداران جبران می‌شود؟

چه کسی پاسخگوی ضربه به زنجیره غذایی کشور است؟

چرا مدیریت بحران در ایران همیشه «پس از وقوع بحران» آغاز می‌شود؟

وقتی تولید شیر در برخی مناطق تا ۸۰ درصد کاهش یافته و واحدهای دامداری یکی پس از دیگری تعطیل می‌شوند، این پرسش‌ها دیگر صدای یک صنف نیستند؛ صدای یک ملت هستند.

چرا همیشه مُسکن؟ چرا هیچ‌وقت درمان؟
سال‌هاست که در بحران‌های اقتصادی مرتبط با مرغ، تخم‌مرغ، شیر و گوشت، یک الگوی تکراری دیده می‌شود: تصمیمات شتاب‌زده، واکنش‌های دیرهنگام، و سیاست‌های مُسکنی.

دامداران حق دارند بپرسند:

چرا قبل از هر واردات، پایش بهداشتی و ارزیابی ریسک انجام نمی‌شود؟

چرا سرنوشت یک صنعت چند ده‌هزار میلیاردی وابسته به چند امضای غیرکارشناسی است؟

آسیب به امنیت غذایی؛ فراتر از یک بحران دامداری

تب برفکی فقط دامدار را زمین نمی‌زند؛ اگر کنترل نشود، پیامدهای آن شامل:

کاهش ظرفیت تولید شیر

افزایش قیمت لبنیات

اختلال در عرضه گوشت

تهدید سلامت مصرف‌کنندگان

نابودی سرمایه ژنتیکی دام کشور خواهد بود.

این خسارت‌ها با بسته‌های حمایتی موقت جبران نمی‌شود؛ این آسیب به امنیت غذایی ایران است.

پایان باز؛ صدایی که نباید خاموش شود
صدای ضجه آن دامدار، نماد بحرانی است که سال‌ها زیر شعار «حمایت از تولید» نهان شده اما در عمل، تولیدکننده را تنها گذاشته است.

پرسش این است: تا کی دامدار گریه کند و دولت بیانیه بدهد؟ تا کی بحران تکرار شود و پاسخ‌گویی به آینده حواله شود؟

وزارت جهاد کشاورزی، مجلس، سازمان دامپزشکی و دولت باید به این سؤالات پاسخ دهند؛ نه پشت درهای بسته، بلکه روبه‌روی افکار عمومی، روبه‌روی همین دامدار، و روبه‌روی ملتی که حق امنیت غذایی دارد.

این یادداشت تنها روایت یک درد نیست؛ هشداری است درباره پیامد تصمیم‌گیری‌های بدون آینده‌نگری.

اگر امروز پاسخی علمی، شفاف و مسئولانه داده نشود، فردا شاید برای دام‌ها دیر باشد؛ اما برای کشور بسیار دیرتر./ ناظرخبر-حسن سامری

 


ارسال شده در جمعه ۲۳ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۷:۳۸ بعدازظهر
کد خبر: 0660855