رکن چهارمی که در سایه خودسانسوری و شکایت قربانی میشود
پشت تعارفات رسمیِ «روز خبرنگار» چه میگذرد؟ تجلیل در کلام و تحریم و شکایت در عمل! این روزها تیغ تیز سانسور بیش از هر زمان دیگری بر حنجره حقیقت فرود میآید؛ درست در زمانی که برخی مدیران فرار را به پاسخگویی ترجیح میدهند. خبرنگار مطالبهگر تهدید نیست، بلکه آینهای است که نقاط کور مدیریت را نمایان میسازد. زمان پایاندادن به شوهای رسانهای فرا رسیده و لازم است استانداران، مدیران فراری از نقد را پای میز پاسخگویی بکشانند.
یکی دیگر از شگردهای برخی از مسئولین، پناه بردن به نهادهای قضایی به جای پاسخگویی است تا صدای خبرنگاران را اینگونه خاموش کنند. چنانچه خبرنگار، با وجود تمام محدودیتها و سانسورهای جلسات، توان فنی خود را بهکار گیرد و گزارش یا نقد مستندی را در رسانه منتشر کند، تاره فاز جدید فشارها آغاز میشود. بهجای ارائه توضیحات مستدل و اصلاح ساختار، شکایتهای شتابزده، احضاریهها و متهم کردن خبرنگار به عبور از «خطوط قرمز نامرئی» در دستور کار قرار میگیرد.
اختصاصی / اسرار امروز؛ رویه حاکم بر تعامل برخی مدیران اجرایی با رسانههای منتقد، الگویی نگرانکننده از شانه خالی کردن از بار پاسخگویی و متوسل شدن به اهرمهای فشار را نشان میدهد. با وجود ادعاهای رسمی در سالروز ۱۷ مرداد مبنی بر گرامیداشت خبرنگاران بهعنوان «رکن چهارم دموکراسی» و «چشم بینای جامعه»، در عمل شاهد تضعیف استقلال رسانه و خلط مبحث میان «نقد مستند» و «تخریب» هستیم.
نباید نقد مستند و مطالبهگری را با تخریب یکی دانست. مسئولانی که توان تمایز میان این دو را ندارند، دیر یا زود نظام حکمرانی را با چالشهای عدیدهای روبرو خواهند کرد.
رسالت روزنامهنگاری حرفهای و آزاد در ساختار مدیریت منطقهای و کشوری، بیش از آنکه یک شغل باشد، ابزار پایش سلامت عمومی جامعه و بازوی نظارتی مردم است. با این حال، رویه رفتاری برخی مدیران اجرایی نشاندهنده الگویی نگرانکننده از حذف، خودداری از پاسخگویی و متوسل شدن به اهرمهای فشار حقوقی است؛ رفتارهایی که دقیقاً در نقطه مقابل ادعاهای تشریفاتی درباره جایگاه ارزشمند خبرنگاران قرار میگیرد و استقلال جامعه خبری را هدف قرار داده است.
هفدهم مرداد، روز خبرنگار، روزی است که بار دیگر از «رکن چهارم»، «چشم بینای جامعه»، «صدای مردم» و «رسالت خطیر رسانه» سخن گفته میشود؛ از خبرنگار تقدیر میکنند و از اهمیت رسانه در شفافیت و توسعه میگویند. اما اگر خبرنگار واقعاً چشم بینای جامعه است، چرا برخی مدیران از دیدهشدن توسط این چشم بینا نگرانند؟ چرا وقتی خبرنگار پرسشهای جدی و مطالبهگرایانه مطرح میکند، احساس خطر کرده و دچار دلهره میشوند؟
در شرایطی که عموم جامعه با فشارهای متعدد اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، اهالی رسانه نیز از این چرخه زیست و فعالیت حرفهای مستثنی نیستند. اما نقطه تمایز یک خبرنگار متعهد این است که اجازه نمیدهد چالشهای معیشتی، استقلال فکری و تعهد او به «کشف حقیقت» را مخدوش کند. آنچه قلم را کمرمق میسازد، نه مضایق مادی، بلکه برخوردهای حذفی و خط کشیهای ساختاری پیرامون حوزه خبر است.
امروزه برخی مسئولان برای پوشش دادن ناکارآمدیهای خود، رسانههای مستقل و مطالبهگر را از سه طریق تحت فشار میگذارند:
۱. تحریم رسانههای مستقل و فرار از پاسخگویی:
نخستین واکنش برخی مدیران در مواجهه با خبرنگاران منتقد، حذف نام آنها از فهرست جلسات و نشستهای خبری است. مدیران میدانند یک خبرنگار مردمی، حقایق را آنگونه که هست منعکس میکند، نه آنگونه که آنان تمایل دارند(گل و بلبل). بنابراین میکوشند خبرنگاران منتقد را با افراد همسو جایگزین کنند. آنان میپندارند با حذف خبرنگار از جلسه، راه فراری یافتهاند؛ غافل از آنکه سوالِ بیجواب، بهجای صحن جلسه، در صحن رسانه و افکار عمومی مطرح میشود و این تازه آغاز ماجراست؛ درست جایی که متوجه میشوند راه گریزی نیست و باید با افکار عمومی روبرو شوند. این انزواطلبی مدیریتی، راهکاری انحرافی برای سرپوش گذاشتن بر ضعفهای کارکردی است.
۲. قطع شریانهای مالی بهعنوان ابزار فشار:
زمانی که رسانهای حاضر به باجدهی خبری، انتشار گزارشهای سفارشی و تمجیدهای بیاساس نمیشود، برخی مدیران با بریدن امکانات و قطع آگهیهای قانونی، سناریوی تنبیهی خود را اجرا میکنند. اما برخلاف تصور آنان، قطع شریانهای مالی نه تنها اراده خبرنگاران مستقل را تضعیف نمیکند، بلکه سندی دیگر بر آزادگی قلم و عدم وابستگی آنان به رانتهای مدیریتی است.
۳. پناه بردن به نهادهای قضایی به جای پاسخگویی:
چنانچه خبرنگار با وجود تمام محدودیتها و سانسورهای جلسات، توان فنی خود را بهکار گیرد ، گزارش یا نقد مستندی منتشر کند، فاز جدید فشارها آغاز میشود. به جای ارائه توضیحات مستدل و اصلاح ساختار، شکایتهای شتابزده، احضاریهها و متهمکردن خبرنگار به عبور از «خطوط قرمز نامرئی» در دستور کار قرار میگیرد. مسئولان بهجای استفاده از نقد سازنده، پشت لوای شکایت قضایی سنگر میگیرند. در این میان، انتظار میرود دستگاه قضایی برای حل چالشهای کشور، از قلم خبرنگارانی که بدون چشمداشت رانتها ، فساد و کم کاریها را افشا میکنند حمایت کرده و مدیران خاطی یا اهمالکار را مواخذه نماید، نه خبرنگاران را.
این رفتارهای غیرحرفهای و پناه بردن به دستگاه قضایی بهجای پاسخگویی، نهتنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه شکاف میان مردم و مسئولان را عمق میبخشد. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به مدیران متخصص، توانمند، وطنپرست و خلاق نیاز دارد، نه مسئولانی که با پاککردن صورتمسئله، ناکارآمدی خود را توجیه میکنند.
برای برونرفت از این وضعیت و بازگرداندن اعتبار به جایگاه نظارتی رسانه (در تمام طول سال، نه فقط در روز خبرنگار)، رعایت چند نکته ضروری است:
تغییر نگاه مدیریتی: نگاه مسئولان باید از «تقابل با خبرنگار» به «فرصت اصلاح» تغییر یابد. مدیران ارشد باید پاسخگویی به سوالات صریح رسانهها را یک الزام قانونی بدانند و وجود خبرنگار منتقد را فرآیندی برای شناسایی و رفع گلوگاههای فساد و ناکارآمدی تلقی کنند.
ایجاد مصونیت حرفهای و اصلاح رویکردهای قضایی: تدوین ضوابط روشن برای صیانت از خبرنگاران در برابر شکایتهای واهی، مانع از آن میشود که دادگاهها به خلوتگاهِ فرار مدیران ناکارآمد تبدیل شوند.
جامعه پویا نیازمند مدیرانی است که از مواجهه با حقیقت نترسند. ارتقای شفافیت و کارآمدی تنها زمانی محقق میشود که دست خبرنگار برای پرسشگری باز باشد و امنیت او پس از نوشتن حقیقت، دستخوش رفتارهای سلیقهای نگردد.
جا دارد استانداران بهعنوان نمایندگان عالی دولت، خطمشی جدیدی برای مدیران زیرمجموعه تعریف کنند تا مسئولان فراری پای میز پاسخگویی قرار گیرند؛ به برگزاری جلسات نمایشی و سانسورشده پایان دهند و از حضور خبرنگاران منتقد برای مرتفعکردن نقاط ضعف و مشکلات ساختاری بهره ببرند.
بیایید به جای یک روز تقدیر تشریفاتی در سال، بدعتی نو بگذارید: از حضور خبرنگارانی که صادقانه برای رفع مشکلات مردم و این آب و خاک تلاش میکنند استقبال کنید و انتقادهای آنان را گامی برای حل موانع کشور بدانید، نه دلیلی برای شکایت و تقابل... تا شاد اینگونه گره ای از این مردم و این آب و خاک باز کنید.
بارالهااا بر صبر ما بیفزاااا...