آقایان مسئول تا کی قرار است بجای حل مشکلات، صورت مسئله را پاک کنید یا آنان که حقیقت را میگویند تنبیه کنید؟/ باید دست خبرنگارانی که حقایق را به گوش شما میرسانند ببوسید که رایگان مشکلات را پیدا و به سمع و نظر شما میرسانند/ دست بوسی تان پیشکش تنبیه شأن هم می کنید؟؟ / بهجای ترساندنِ منتشر کننده خبر، منشأ بحران را درمان کنید/ آقایان! به جای دستاندازی به جیب خبرنگارانی که تنها سرمایهشان؛ قلم و شرفشان است، سری به انبارها و گلوگاههای توزیع بزنید / بهجای جریمه خبرنگار، مدیر ناتوان را بازخواست کنید
اختصاصی/ اسرار امروز؛ مرضیه محمودی، روزنامهنگار اقتصادی با انتشار پستی در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس خبر داد که برای انتشار توییتی درباره «کمبود روغن در بازار» به پرداخت جریمه نقدی ۴۰میلیون تومانی محکوم شده است!!!
آقایان مسئول فکر میکنید با جریمه کردن خبرنگاران، مردم دیگر نمی بینند که وضعیت اسفناک روغن در بازار چگونه است؟ و چگونه ساعتها در فروشگاهها به دنبال روغن میگردند و پیدا نمیکنند؟؟
فکر میکنید اگر خبرنگار جریمه شود صف های طولانی برای گرفتن روغن از یاد مردم پاک می شود؟؟
یکبار هم شده مشکلات را از راه درستش حل کنید و بجای پاک کردن صورت مسئله پاداش دهید به آنان که بی مزد و مواجب عیب یابی کرده و مشکلات را در دیدگان تان نمود میدهند.
وقتی بی درایتی هایتان را با جریمه میپوشانید و حقیقت را مجازات میکنید، اسمش دیگر مدیریت نیست؛ فرار از مسئولیت است.
جریمه ۴۰ میلیون تومانی یک خبرنگار به جرم گفتنِ چیزی که مردم هر روز با چشم خود میبینند، نه نشانه اقتدار است و نه حفظ نظم؛ این دقیقاً اعتراف رسمی به ناتوانی در حل مسئله است.
وقتی روغن در بازار نیست، با جریمه کردن خبرنگار روغن به قفسه برنمیگردد.وقتی مردم ساعتها در فروشگاهها میچرخند و دست خالی برمیگردند، با ساکت کردن رسانه صفها کوتاه تر نمیشود.
وقتی مدیریت توزیع دچار مشکل است، با پاک کردن صورتمسئله مشکل حل نمیشود؛ فقط اعتماد عمومی نابود میشود.
سؤال ساده است اما ظاهراً پاسخدادنش سخت شده:
مسئولان قرار است مشکل را حل کنند یا فقط «خبرِ انتشار مشکل» را حذف کنند؟
اقایان مسئول خبرنگار دشمن نیست. خبرنگار دیدهبان است. خبرنگار همان مین یاب است که خطر را قبل از وقوع اطلاع میدهد تا شما مسئولین بشنوید و قبل از انفجار خنثی نمایید اما متاسفانه برخی از مسئولین بجای خنثی کردن وقتشان را آنقدر در حواشی تلف میکنند تا مین منفجر شود.
آری خبرنگاران مستقل و مردمی همان چشم بینا و گوش شنوای جامعه هستند همان کسانی که بدون حقوق مدیریتی، بدون بودجه دولتی و بدون تریبون رسمی، هزینه میدهد تا ضعفها دیده شود و دردهای مردم به گوش مسئولین برسد .
در تمام دنیا، چنین کاری یا تشویق دارد یا دستکم شنیده میشود؛ اینجا اما نتیجهاش جریمه نقدی است، انگار که گفتن حقیقت جرمی نابخشودنی است.
این منطق خطرناک است که اگر کمبود را گفتی، مجازات میشوی؛ اگر سکوت کردی، «همراهی» کردهای. با این فرمول، نه بازار درست میشود، نه اقتصاد، نه اعتماد مردم.
اگر قرار است هر کس واقعیت را گفت تنبیه شود، فردا نوبت مردم است که چرا دیدهاند، چرا صف ایستادهاند، چرا اعتراض دارند. اما واقعیت با حکم قضایی عقبنشینی نمیکند؛ فقط شکاف بین مردم و مسئولان عمیقتر میشود.
یک بار، فقط یک بار، مسیر درست را امتحان کنید: بهجای جریمه خبرنگار، مدیر ناتوان را بازخواست کنید. بهجای بستن دهان رسانه، گلوگاه توزیع را اصلاح کنید. بهجای ترساندنِ منتشر کننده خبر، منشأ بحران را درمان کنید.
آقایان مسئول! باید دست خبرنگاری که بی مزد و مواجب عیب یابی میکند و در اختیار شما میگذارد را ببوسید و قدردان محبت آنها باشید نه آنکه طلبکار هم بشوید، تنبیه هم بکنید و مهم تر از همه در این اوضاع نابسامان اقتصادی پولی هم از جیب او بستانید و به حساب ناتوانی هایتان واریز کنید!!
بجای تنبیه کردن؛ از او یاد بگیرید.جایزه بدهید تا بقیه هم در این راه رایگان شما را یاری کنند. پاک کردن صورت مسئله، هنر نیست؛ حل مسئله است که شجاعت میخواهد.
آقایان! به جای دستاندازی به جیب خبرنگارانی که تنها سرمایهشان قلم و شرفشان است، سری به انبارها و گلوگاههای توزیع بزنید. ۴۰ میلیون تومان جریمه، شاید دهان برخی خبرنگاران را ببندد، اما فریادِ گرسنگی و کمبود را بلندتر خواهد کرد. تاریخ نشان داده که هیچگاه با شکستن آینه، زشتیِ صورت از بین نرفته بلکه فقط دستِ آینهدار زخمی شده است.