عوارض یا مالیات بر ابوالقاسم!!

عوارض یا مالیات بر ابوالقاسم!!

اسرار امروزبه زودی معلوم خواهد شد که داروغه ناتینگهام هم نمی تواند از مردم چیزی دریافت کند

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اسرار امروز، شرکت مخابرات از شهریور امسال از هر خط تلفن ثابت با مکالمه یا بدون مکالمه، مبلغ ۲۰۰ هزار ریال دریافت می کند. روابط عمومی مخابرات این مبلغ را بابت نگهداری خطوط تلفن و بر اساس مصوبه ستاد تنظیم بازار تلقی کرده است. در حالی که کلیه خطوط و شبکه های مخابرانی در گذشته با بودجه عمومی دایر شده اند وهر یک از مشترکان نیز موقع خرید خط، مبالغی را با همین منظور  پرداخت کرده اند!

این موضوع اگرچه با انتقادات بسیاری از سوی مردم روبه‌ رو شده اما روی قبض‌های جدید اعمال شده است. هر چند «محمدرضا بیدخام»، مدیر کل ارتباطات و امور بین‌الملل شرکت مخابرات اعلام کرد: «مخابرات از ابتدای شهریورماه 20 هزار تومان هزینه ماهانه خدمات مکالمات صوتی را طبق مصوبه ستاد تنظیم بازار در صورت‌ حساب مشترکان اعمال می‌کند؛ اگرچه این هزینه هم تنها از مشترکان تهران دریافت می‌شود و اصلا چیزی به‌عنوان آبونمان در صورت‌حساب تلفن وجود ندارد .»

بیدخام در پاسخ به این سوال که این هزینه بابت چه خدمتی از مشترکان تهرانی گرفته می‌شود، توضیح داد: «این هزینه نگهداری است. در حال‌ حاضر مخابرات برای هر خط تلفن ثابت، چه مشترک با آن مکالمه داشته باشد و چه نداشته باشد به‌صورت میانگین 30 هزار تومان هزینه می‌کند.»

دکترحجت اله عباسی نویسنده و روزنامه نگار گفت:« سیاست های خارجی و داخلی کشور، موجب سقوط ارزش پول ملی و پرتاب اقشار متوسط به وادی دهک های فقر و فلاکت شده است. روز به روز بجای اینکه دولت به رفاه مردم فکر کند، چیزی از آنها می گیرد. »

وی تاکید کرد: « به تصمیمات و راه حل های استراتژیک و ارتباط با کشورهای جهان فکر کنید و از دست کردن در جیب مردم به بهانه های مختلف بطور جد پرهیز کنید.»

دکتر محمد طبیبیان استاد دانشگاه و معاون اسبق سازمان برنامه و بودجه پیش بینی کرده بود دولت در آینده به زمین و زمان، عوارض و مالیات مستقیم و غیرمستقیم (افرایش نرخ کالا و خدمات) می بندند تا هزینه بورکراسی سنگین و ناکارآمد دولتی را تامین کند. او گفته بود: "دریافت عوارض بدون مشخص بودن خدمات بی‌معنی و غیرعادلانه است.

وی گفت: « مالیات و عوارض سازوکار دارد، ساختار و منطق خود را دارد، نمی توان هر زمانی که دولت کمبود منابع داشت، قشری از مردم را هدف این شاخص ها قرار داد. این ها مسائل پایه ای اقتصاد است. در بحث های منطقی گویا چنین است که ابتدا یک یا چند پایه مالیاتی تعریف می کنند مثل ثروت و یا در آمد (یا مصرف) منطقا بخش هایی از آن را برای اطمینان از تامین زندگی مردم معاف و با نرخ ها و شیوه های مشخص از مازاد مالیات می گیرند. اما با نگاهی به رفتار دولت نمی توان چنین منطقی را در فرآیند تصمیم سازی آن ها یافت.»

طبیبیان یادآور شد:« در مورد عوارض چطور؟ عوارض در سنت مالی کشور ما در مقابل ارائه خدمات خاص اخذ می شود. مثل عبور از اتوبان که حفظ خدمت رسانی آن هزینه نگهداری و تعمیرات را لازم می کند. نمی دانیم کدام خدمت برای مثال به مسافران ارائه شده که باید هنگام خروج از کشور عوارض بیشتری پرداخت کنند؟ شاید اکنون به جایگاهی رسیدیم که هر زمان دولت پولی لازم دارد، دیگر نیازی به بررسی کارشناسی و اصلاح ساختار مالی نیست. کافی است بهانه ای مناسب پیدا شود و مایحتاج دولت از مردم تامین شود. اما مردم تا کجا توان پرداخت دارند؟»

وی در ادامه به داستان شاه عباس و خر ابوالقاسم اشاره و اضفه کرد:« می گویند شاه عباس خواست به فردی بخشش کند گفت از من چیزی بخواه و آن مرد هم که بفکر نوعی در آمد پایدار بود، گفت حکمی به من بده که هر کس یک الاغ دارد یک درهم و اگر الاغ ماده بود دو درهم به من بدهد. شاه عباس گفت در آمد زیادی عایدت نمی شود؛ گفت در حکم اضافه کن که صاحب الاغ اگر دو زن دارد یک درهم اضافه بدهد و اگر لنگ بود هم یک درهم. شاه عباس پرسید در مورد صاحب الاغ مطلب دیگری نداری و مرد که قبلا در مورد موضوع فکر نکرده بود گفت اضافه کن که اگر اسم او ابوالقاسم بود یک درهم اگر یک چشمش هم کور بود یک درهم دیگربدهد! مرد حکم را گرفت به خیابان چارباغ رفت.

 برای دشت، اولین کسی که سوار الاغ عبور کرد را گرفت که یک درهم بر حسب حکم شاه بده. مرد به التماس افتاد که این الاغ کلا یک درهم نمی ارزد، وقتی صورتش معلوم شد یک چشمش کور است ضابط گفت یک درهم دیگر هم طبق حکم بده. گفت من پایم لنگ است مجبورم با این الاغ رفت و آمد کنم به من رحم کن و دست از سرم بردار، مرد گفت باید یک درهم دیگر هم بدهی. می شود سه درهم، در این کشمکش معلوم شد الاغ ماده است مرد گفت یک درهم دیگر هم باید بدهی می شود چهار درهم. یک عابر که از آن طرف عبور می کرد و ماجرا را دید به صاحب حکم گفت به این بیچاره رحم کن دو زن دارد. صاحب حکم گفت باید پنج درهم بدهی. جار و جنجال توجه عابرین را جلب کرد و آشنایی به مرد الاغ سوار گفت ابولقاسم موضوع چیست؟ و صاحب حکم گفت اسمت هم ابولقاسم است طبق حکم شاه می شود 6 درهم. مرد بیچاره گفت پس بگو این مالیات بر ابوالقاسم است، الاغ را گذاشت و با پای لنگ فرار کرد.

معاون اسبق سازمان برنامه و بودجه گفت: « بسیاری از صاحبان کسب و کار و در آمد هم در کشور ما به خاطر انواع عوارض و مالیات و تامین اجتماعی و هزینه های شهر داری و غیره الاغ را گذاشته اند فرار کرده اند؛ یعنی کارگاه و کارخانه و شرکت را بسته اند و یا خواهند بست. در این سیستم مالیات ابوالقاسمی یک روز صحبت از اخذ مالیات از خانه‌های خالی است، یک روز مالیات از سپرده‌های بانکی، یک روز از موجودی زیورآلاتی که خانم‌ها در منزل دارند، یک روز عوارض خروج، یک روز مالیات خروج مازاد بر عوارض خروج، یک روز مالیات بر اموال غیر‌ضروری، یک روز مالیات بر اضافه شدن ارزش سهام و اموال و ...!!!! حال فکر می‌کنید مالیات بر ابوالقاسم شوخی بوده است؟ »

طبیبیان تاکید کرد:« این که به بهانه های مختلف از مردم پول گرفته شود و دلیل آن هم این باشد که دولت نمی خواهد یک باز سازی در ساختار مالی خود انجام دهد و پیوسته چشم به منابع مردم و اخذ آن دارد، عواقب ناهنجار اقتصادی مختلفی به بار می آورد و به زودی معلوم خواهد شد که داروغه ناتینگهام هم نمی تواند مردم را بتکاند و چیزی دریافت کند.»

به نظر می رسد چنین دریافت چنین عوارضی بدون اینکه خدمات جدیدی ارائه شود ، دست درازی به جیب مردم است.

ارسال شده در پنجشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۱ ساعت ۹:۳۸ بعد از ظهر
کد خبر: 2874940
آخرین خبر ها
گزیده خبرها