اسرار امروز. ریحانه خوشحال
بریدن بودجه از «صدا و سیما»؛ تنها راه تنبیه و پایان دادن به انحصار و بیمسئولیتی است/ بلعیدن ۳۰ هزار میلیارد تومان بیتالمال توسط صدا و سیما؛ پس خط قرمز جراحیهای اقتصادی دولت کجاست؟ دولتی که می گوید برای حقوق پرستاران و بازنشستگان و ... پول ندارد، برای رسانه عریض و طویل بی مخاطب، دارد؟ / تبعیض آشکار در برخورد با رسانهها ؛ آیا خون انحصارگران رنگینتر است؟ چرا قانون در برابر صداوسیما منعف است و تاکنون حتی یک برخورد قضایی با او نکرده است؟ در حالیکه مطبوعات و رسانههای بخش خصوصی با کوچکترین انتقادی، با توبیخ، دادگاه و توقیف روبهرو میشوند
اختصاصی/ اسرار امروز؛ آیا وقت آن نرسیده است که دولت بهجای سرپوش گذاشتن بر ناترازیهای عمیق مالی، شجاعت قطع شاهرگ بودجهای سازمانی را پیدا کند که سالهاست تنها کارکردش ریزش مخاطب، خشم عمومی و تضعیف سرمایه اجتماعی کشور بوده و به احد و ناسی هم پاسخگو نیست؟
در شرایطی که سفره مردم روزبهروز کوچکتر میشود، قدرت خرید کالابرگ الکترونیکیِ اعطایی عملاً به اندازه خرید یک بطری روغن نباتی تقلیل یافته و دولت از تامین مطالبات برزمینمانده و حقوق معوقه کارگران، پرستاران، کارمندان و بازنشستگان اظهار عجز میکند، اختصاص بودجهای چند ده هزار میلیارد تومانی به سازمان صداوسیما نه با منطق حکمرانی سازگار است و نه با عدالت اجتماعی. سازمانی که بر اساس آمارهای رسمی لوایح بودجه، اعتبارات دولتی آن طی چهار سال اخیر از حدود ۸ همت با جهشی چشمگیر به بیش از ۳۰ هزار میلیارد تومان (جدا از درآمدهای چند هزار میلیاردی تبلیغات بازرگانی) رسیده است، بدون آنکه ذرهای پاسخگویی یا خروجی متناسب با این بلعیدن بیتالمال داشته باشد.
پارادوکس انحصار و تبعید مخاطب به رسانههای خارجی
صدای رسانهای که باید بازتابدهنده خواست عموم و مطالبات مردم باشد، سالهاست به دلیل فقدان کارشناسان بهروز و ناآگاهی از ادبیات جهانی رسانه، به ضدِ خود تبدیل شده است. صداوسیما با رویکرد یکطرفه و غیرحرفهای، نهتنها رضایت افکار عمومی و حتی دولتمردان را جلب نکرده، بلکه بخش اعظم مخاطبان را بهسمت رسانههای برونمرزی سوق داده است.
پایان تکصدایی؛ تنها راه به حرکت واداشتنِ رسانهای که به هیچکس پاسخگو نیست
در این میان، علامت سوال بزرگ افکار عمومی و اهالی رسانه این است: چرا تبعیض قانونی؟
چگونه است که مطبوعات و رسانههای بخش خصوصی با کوچکترین انتقاد یا درخواستی در جهت شفافیت، با توبیخ، دادگاه و توقیف روبهرو میشوند، اما صداوسیما در یک حاشیه امن آهنین، حتی در برابر فاحشترین خطاهای تحلیلی و تضعیف قوای کشور پاسخگو نیست؟ آیا خون انحصارگران جامجم رنگینتر است یا ساختار قانون دچار تبعیض دوگانه شده است؟
از انحصار تا راهکار؛ جراحی بزرگی که دولت از آن میترسد
وقت آن است دولتی که مدام در حال جراحی اقتصادی برای مردم است، اینبار این جراحی را روی صداوسیما انجام دهد! برای خروج از این بحران رسانهای و اقتصادی، راهکارهایی روشن و عملیاتی پیش روی مسئولان قرار دارد:
۱. قطع بودجه دولتی و الزام به خودکفایی: صداوسیما به واسطه پخش انحصاری تیزرها و تبلیغات تجاری کشور، درآمدهای هنگفت و چند هزار میلیاردی دارد. راهکار فوری و قابلاجرا این است که دولت بودجه عمومی این سازمان را کاملاً قطع کرده و آن را ملزم کند هزینههای عریض و طویل خود را صرفاً از محل درآمدهای تبلیغاتی تأمین کند. آزادسازی این ۳۰ همت بودجه عمومی، میتواند بخشی از کسری صندوقهای بازنشستگی و ترمیم دستمزد پرستاران و معلمان را پوشش دهد و به اعتبار واقعی کالابرگها بیفزاید.
۲. شکستن انحصار صدا و تصویر: اگرچه واگذاری کامل این سازمان ممکن است با صراحت برخی قوانین ساختاری، دستاندرکاران را دچار تردید کند، اما راهکار اصلی «شکستن انحصار» است. آزادسازی مجوز برای رسانههای صوتی و تصویری مستقل و ایجاد شبکههای خصوصی، فضای تکصدایی را از بین میبرد.
۳. ایجاد رقابت برای پایان دادن به رکود: انحصار، هر نهادی را دچار «بیتحرکی و افت کیفیت» میکند. اگر صداوسیما بپذیرد که دیگر تنها بازیگر میدان نیست و برای حفظ مخاطب مجبور به رقابت است، ناچار خواهد شد برای جلب رضایت مردم، دست به اصلاح ساختاری بزند، از کارشناسان واقعی استفاده کند و به خواست جامعه و مسئولین احترام بگذارد.
پایان دادن به حیفومیل بیتالمال
امروز حذف بودجه دولتی صداوسیما، نه یک تصمیم سیاسی، بلکه یک ضرورت عاجل اقتصادی و رسانهای است. انحصار بیضابطه، چرخههای رسانهای و اقتصادی کشور را فلج کرده است. وقت آن رسیده که دولت با یک جراحی شجاعانه، منابع بیتالمال را از تاریکخانه انحصار خارج کرده و به سفره خالی مردم و حقوق صاحبان واقعی این کشور بازگرداند.
بارالهااا بر صبر ما بیفزااا...