چگونه میتوان از جنگی مداوم و فرسایشی برای رسیدن به سرابِ صلح دم زد، در حالی که مخارج سنگین این تزهای آرمان گرایانه و ویرانگر را باید مردم عادی با گوشت، پوست و استخوان خود بپردازند؟ /مردمانی که سالهاست در یک جنگ تمامعیار اقتصادی، صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشتهاند و قامتشان زیر بار تورم و گرانی خم شده است، دیگر نایی برای تحمل یک بحران جدید ندارند/ برای هفتپشت این ملت، همین جهاد روزمره برای بقا و نبرد با سفرههای خالی بس است؛ لطفا نسخه جنگ دیگری را برای آنان نپیچید
اختصاصی / اسرار امروز؛ غلامرضا قاسمیان، رئیس کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، اخیراً در برنامه تلویزیونی «به افق فلسطین»، با اشاره به شرایط منطقه و موضوع تقابل با آمریکا با لحنی قاطع از تز «الهیات جنگ» سخن گفته و فرمودهاند فعلاً نباید مذاکره کرد و باید آنقدر جنگید تا صلح پایدار برقرار شود» که بازتاب و واکنشهای زیادی در رسانهها و فضای مجازی داشه است.
چه فرمول شگفتانگیز و چه تز بینظیری! اما در این میان، یک حقیقت تاریخی و تلخ نادیده گرفته شده است؛ اینکه در طول تاریخ، مبلّغان جنگ تدافعیِ بیپایان، غالباً خود فرسنگها دورتر از خط مقدم، در اتاقهای مجهز به سیستمهای تهویه مطبوع نشستهاند و برای جان، مال و آینده سفرههای مردم چرتکه میاندازند.
جهت بازخوانی واقعیتهای کف جامعه، چند نکته را از باب رسالت قلم و زبان گویای مردم، به محضر این تئوریسینهای دور از میدان عرض میکنیم:
سفره شهادت برای مردم، سفره خالی هم برای مردم؟!
اگر آنقدر شیفتهی تقابل و چشیدن شهد شهادت هستید، چرا معطلید؟ بسمالله! چرا این شور مخلصانه را در میدان عمل و در خط مقدرم به تصویر نمیکشید؟ هم گوی و هم میدان مهیاست؛ سلاح بر دوش بگیرید و در صف اول جبهههای نبرد، دلاوریتان را اثبات کنید. حقیقت آن است که ترویج فرهنگ ایثار از پشت تریبونهای امن و عافیت و از زیر باد خنک کولر، هرگز طعم واقعی مجاهدت را به مخاطب منتقل نخواهد کرد و چه بسا اگر مرد میدان باشید وخود عملا در جبه های جنگ حضور پررنگ داشته باشید؛ نه از پشت تریبون بسیار تاثیرگذارتر خواهید بود.
خاکسترنشینی نیمقرن تلاش را چه کسی جبران میکند؟
جناب قاسمیان! مردمی که در طول دهههای اخیر، در آتش بحرانهای منطقه و جنگهای پیرامونی، تمام داروندار، عزیزان و سقف بالای سرشان از دست داده اند، کجای محاسباتِ فانتزی و انتزاعی شما قرار دارند؟ ملتهایی که داراییِ حاصل از نیمقرن خوندل خوردنشان در یک چشمبههمزدن دود شد و به هوا رفت، چشمانتظار کدام معجزه باشند؟ آیا شما که در حاشیه امنِ ایستادهاید، توان بازگرداندنِ عمر و سرمایههای بربادرفتهی این مردم را دارید؟
صلح پایدار روی ویرانههای یک ملت؟
چگونه میتوان از جنگی مداوم و فرسایشی برای رسیدن به سرابِ صلح دم زد، در حالی که مخارج سنگین این تزهای آرمان گرایانه و ویرانگر را باید مردم عادی با گوشت، پوست و استخوان خود بپردازند؟ مردمانی که سالهاست در یک جنگ تمامعیار اقتصادی، صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشتهاند و قامتشان زیر بار تورم و گرانی خم شده است، دیگر نایی برای تحمل یک بحران جدید ندارند. برای هفتپشت این ملت، همین جهاد روزمره برای بقا و نبرد با سفرههای خالی بس است؛ لطفا نسخه جنگ دیگری را برای آنان نپیچید!
یک پیشنهاد منصفانه :
برای یکبار هم که شده، نسخههای سنگینی را که برای مردم تجویز میکنید، اول روی خود و آقازادههایتان امتحان کنید. اگر طعم آوارگی، فقر، دغدغهی نان و آتش ناامنی جنگ زیر زبانتان شیرین و گوارا آمد، آنگاه برای یک ملتِ خسته، تئوریِ «جنگ تا صلح» صادر کنید. مردم خستهتر از آنند که قربانی قهرمانبازیهای فانتزی و بیهزینهی شما شوند! جنگ اقتصادی که سالها با آن دست و پنجه نرم میکنند برای هفت پشت شان کافی ست؛ نسخه یک جنگ دیگر نپیچید. عظمت یک کشور، در رفاه، آرامش و اقتدار درونزای ملت اوست، نه در برافروختن آتشهای بیفرجام.
بارالهااا بر صبر ما بیفزااا...